چگونه مي توان تشخيص فرصت را آموزش داد؟



فرايند طراحي برنامه هاي آموزشي تشخيص فرصت  ،شامل جند مرحله اساسي است که عبارتند از: تعيين مدل ،تشخيص نيازهاي آموزشي و شناسايي و اجراي برنامه هاي اموزشي تشخيص فرصت است .

.


پس از مشخص شدن نيازهاي آموزشي مديران، بايستي فرصتهاي آموزشي مناسب جهت پاسخگويي به اين نيازها را پيش بيني و اجرا کرد. در برنامه هاي آموزشي سنتي که معمولآ بصورت سخنراني نيز برگزار مي شود آنچه که بيشتر اتفاق مي افتد، انتقال دانش است. در حالي که در اموزش تشخيص فرصت انتقال دانش جزء کوچکي از برنامه هاي آموزشي است. زيرا همانطور که بيان شد شايستگي علاوه بر دانش شامل توانايي ، مهارت ، نگرش و انگيزه نيز هست. در اين برنامه هاي توسعه اي سعي برآن است که فرد تشخيص فرصت  را در عمل ياد بگيرد. بر اين اساس پس از ارائه دانش به تمرين تشخيص فرصت پرداخته مي شود.

از جمله مهمترين روشهايي که جهت آموزش مهار تها و به تبع ان تشخيص فرصت  وجود دارد

، روشي است که توسط وتن و کامرون(1998) ارائه شده است آنها دراثر خود تحت عنوان «توسعه مهارتهايمديريت» اين روش را در چهار مرحله توصيف مي کنند که عبارتند از: سنجش اوليه مهارت ، يادگيري مهارت ، تمرين مهارت ،سنجش ثانويه مهارت.

در گام اول با ارائه يک تست به فراگيران سعي بر آن است که وضعيت فعلي فراگيران از نظر مهارت مورد نظر شناسايي شود. در گام دوم به ارائه مطالب در زمينه مهارت مورد نظر پرداخته مي شود و سعي بر آن است که از اين راه مهارت ياد گرفته شود.در مرحله بعد بمنظور اينکه فراگيران بتوانند مهارت را در عمل بکارگيرند، به تمرين آن پرداخته مي شود. بدين منظور ازطريق بيان سناريوهاي مختلف و ايفاي نقش سعي برآن است که فراگيران به تمرين مهارت بپردازند. در نهايت مجددآ به سنجش مهارت پرداخته مي شودتا ميزان پيشرفت فراگيران مشخص شود.

قطعاً گرفتن بازخورد از طريق ارزشيابي تکويني و در پايان دوره مي تواند زمينه بهبود مستمر برنامه هاي توسعه مديريت را فراهم کند.